Archive for March, 2010

نوروزی دیگر

Saturday, March 20th, 2010

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
هفت سین
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید

باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان

باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود

باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق

خنده و بیم و امید

***
نگاشته فریبا شش بلوکی

و اما نوروز بر همگی مبارک

صبح می‌خندد و من گریه کنان

Tuesday, March 9th, 2010
صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست ای دم صـبـح چـه داری خـبـر از مـقدم دوست
بر خودم گریــه همی ‌آیــد و بــر خنده تــو تـا تـبـسم چه کنی بی ‌خبـر از مـبـسم دوست
ای نسیـم ســحر از مــن بــه دلارام بــگوی که کسی جـز تـو نـدانـم که بود مـحرم دوست
گــو کــم یــار بــرای دل اغــیـار مـگـیــر دشمن این نیک پسندد که تو گیری کم دوست
تو که با جانـب خصـمـت بـه ارادت نظرست بـه که ضـایـع نـگذاری طـرف مـعـظـم دوست
من نـه آنـم که عدو گفت، تو خود دانی نیک کـه نـدارد دل دشـمـن خـبـر از عـالـم دوست
نـی نـی ای بـاد مـرو حـال مـن خسته مگوی تـا غــبـاری نـنـشـیـنـد بـه دل خــرم دوست
هر کسی را غـم خـویـشست و دل سـعدی را همه وقـتی غـم آن تـا چـه کنـد با غم دوست

طلوع خورشید

ابیاتی که خواندید غزلی بود از سعدی که از توضیح دادن آن صرف نظر می کنیم