search
top

غریبی در دیار آشنایان

غریب بود در غربتی تیره. حضورش روشنی زمین و آسمان سرزمین ما بود. زمان حضورش زمان روشنی دلها. اما بد ذات ِ بد اندیش آن سیاهی ابر زمانه، آن آفتاب مفخر زمین را به شهادت رساند. زمانه آن سیاهی را درنوردید. حالا آن بقعه و آرامگه در مشهد آن بزرگوار آشنای غریبان و بی پناهان کل عالم شده. کسی که به مشهد این بزرگوار عزیمت می کند دیگر غریب نیست. تنها غریب این شهر و دیار حبیب عالمیان امام رضا (ع) است.
یا امام غریب از کیلومتر ها سلام و درود نثارت می کنم.
به امید روزی ام که روی سیاهم با دیدار گنبد طلاییت روشن شود و پاهای خسته ام به گرد خاک مقبره ات تازه شود.

آقای غریب من فردا دیگر طلوع نخواهد کرد چون سحرگاهش غروب تو خواهد شد. و زمین سوگوار سیه پوش تو

حرم مقدس امام رضا

Leave a Reply

top